عبد الحي حبيبى
113
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
مانع آمدند ، ايشانرا محصور كرده و بقوه و عنف فتح نمود ، و پيش از شهادت حضرت عثمان ، عبد اللّه بن خازم دستههاى مردمانى را كه در خراسان باهم گرد آمده بودند ، درهم شكسته و به بصره رفت . « 1 » چون شهادت حضرت عثمان در ذو الحجه سال ( 35 ه ) است بنابرين سلطهء وسيع اين سلسلهء شاهان ، در ولايات شمال هندوكش از سمنگان تا مرو رود و ميمنه ثابت است و بعيد نيست كه نيزك نيز ازين مردم باشد ، و اشتراك اسم تگين اين فكر را هم مىرساند ، كه بلكاتگين و الپتگين و غيره اسلاف سبكتگين موسس سلسلهء غزنويان نيز از بقاياى اين مردم باشند ، و يا كم از كم رابطهيى بين ايشان موجود باشد ، چنانچه بقول بيهقى : سبكتگين مرد نومسلم بوده و خودش بدين اسلام در آمده است « 2 » و ازين برمىآيد كه اسلاف وى در غزنه مسلمان نباشند ، و يا مانند سبكتگين نو باسلام در آمده باشند ، ( به فصل غزنويان در مجلدات ديگر اين كتاب رجوع كنيد ) اليعقوبى در جملهء ملوك معاصر المهدى خليفهء عباسى ( 164 ه ) نام ملك طخارستان را شروين مىنويسد ، كه خليفهء مذكور سفيرى را به او فرستاده و به قبول اطاعت خويش فراخوانده بود « 3 » چون شروين ناميست كه همان ريشهء شار و شير و شاه دارد ، بنابرين توان گفت كه اين امراء نيز از همان عناصر بومى كوشانو هفتلى اند ، كه قرنها قبل از اسلام درين سرزمين سكونت داشته و از مردم داخلى آن شمرده مىشدند ، و در ثقافت و كيش و زبان و آداب اجتماعى به كلى خراسانى بودند . نيزك NIZAK و شاد در اوايل فتوحات اسلامى در صفحات شمال افغانستان نامى از نيزك يا نيزك طرخان نيز برده مىشود ، و در تواريخ عربى بار اول در جائى او را ذكر مىكنند ، كه در سنه 31 ه يزدگرد بن شهريار آخرين پادشاه ساسانى ، از حملهآوران عرب
--> ( 1 ) - فتوح البلدان 505 ( 2 ) - تاريخ بيهقى 1 / 103 ( 3 ) - تاريخ اليعقوبى 2 / 397